جواهرات ایرانی
۷ مکان در یاب اینفای ثبت شده است، در ۶ منطقهٔ پستی.
۷ نتیجه
طلافروشی جمالی
برلین, آلمان
«طلافروشی جمالی» که تابلویش JJJ Juwelier هم هست، طلافروشیای در شونهبرگ برلین است، در دومینیکوساشتراسه ۳۳ نزدیک ایستگاه شونهبرگ. زیورآلات طلا میفروشد و ویترینش گردنبند، انگشتر، دستبند و گوشواره دارد. خرید حضوری در همان مغازه است. شش روز هفته باز است و یکشنبهها تعطیل است.
Arsha Jewellery
هامبورگ, آلمان
«آرشا جولری» برند طلا و جواهر آرزو شایانفر در هامبورگ است، طراحی که در سنت مارتینز لندن طلا و جواهر خوانده و پیش از آلمان در تهران فروشگاه داشت. کارهایش طلای ۱۸ عیار با الماس، سنگهای قیمتی و میناکاری است: گردنبند، دستبند، گوشواره، انگشتر و پلاک اسم و حروف. سفارش از فروشگاه اینترنتی خودش و با ارسال به سراسر جهان است، و کارهایش در هامبورگ در فروشگاههای اونگر و اوتسوای هم عرضه میشود.
جواهری گلدن
هامبورگ, آلمان
«گلدن یوولیر» طلا و جواهرفروشیای در محلهٔ ریسن هامبورگ است، در ودلر لانداشتراسه ۲۹. طلا، نقره، سکه و شمش، ساعت و طلای دندان میخرد، حلقهٔ ازدواج و نامزدی سفارشی میسازد و کارگاه طلاسازی دارد برای ساخت، تغییر و تعمیر طلا. تعمیر ساعت و تعویض باتری هم انجام میدهد. با وقت قبلی کار میکند و در صورت نیاز کارشناسی را در خانهٔ مشتری انجام میدهد. در گوگل امتیاز حدودی ۵ دارد.
شروین
دوسلدورف, آلمان
«شروین» طلا و جواهرفروشیای در محلهٔ الر دوسلدورف است، در گومبرتاشتراسه ۸۹، و بیش از سی سال است همانجا کار میکند. طلا و نقره و ساعت میفروشد، حلقهٔ ازدواج در طلای سفید و زرد و رُز دارد و طلا و نقرهٔ دستدوم و ساعت لوکس را هم میخرد. تعمیر طلا و ساعت، تعویض باتری و بند ساعت، حکاکی و نخکشی گردنبند مروارید را بدون وقت قبلی در مغازه انجام میدهد. شش روز هفته باز است و یکشنبهها تعطیل است.
گالری طلای النا
برلین, آلمان
«النا گلد گالری» جواهرفروشیای در شارلوتنبورگ برلین است، در ویلانداشتراسه ۱۳ نزدیک زاویینیپلاتس. زیورآلات طلا و نقره میفروشد، از گوشواره و گردنبند تا انگشتر و دستبند، و مجموعهای برای مردان و کارهای نقاشیشده با دست هم دارد. حضوری میشود از مغازه خرید کرد یا از فروشگاه اینترنتیاش سفارش داد و سفارش با پست فرستاده میشود. تعمیر زیورآلات خودش را هم میپذیرد. هر روز بعدازظهر باز است. در گوگل امتیاز حدودی ۴.۵ دارد.
Lor
هامبورگ, آلمان
«لور» جواهرفروشیای در محلهٔ آیمسبوتل هامبورگ است، در اوسترشتراسه ۱۵۵. طلا و جواهر میفروشد، از مشتری هم طلا و ساعت میخرد و تعمیر ساعت و تعویض باتری انجام میدهد. فروش و خدماتش حضوری و در خود مغازه است. در گوگل امتیاز حدودی ۴.۵ دارد.
Gold Line
دوسلدورف, آلمان
«گلدلاین» طلا و جواهرفروشیای در مرکز دوسلدورف است، در آم ورهان ۳۴. حلقهٔ نامزدی و ازدواج، انگشتر و گردنبند و گوشواره با برلیان و سنگ، و ساعتهای مارک دارد، و طلا و نقره و سکه و طلای دندان و ساعت دستدوم را هم نقدی میخرد. تعمیر و سفارش ساخت، تغییر سایز انگشتر، آبکاری، نخکشی گردنبند مروارید، حکاکی و سرویس ساعت را هم انجام میدهد. شش روز هفته باز است و یکشنبهها تعطیل است. در گوگل با توجه به نظر بیشتر از دویست نفر امتیاز حدودی ۵ دارد.
در یک نگاه
۷ مکان در یاب اینفای ثبت شده است، در ۶ منطقهٔ پستی.
۶
منطقهٔ پستی (۱۰۶ تا ۴۰۲)
۷
کد پستی مجزا
درباره جواهرات ایرانی
جواهرات ایرانی در آلمان. آنچه هنگام خریدن طلا باید بدانید، یعنی وزن و عیار و آنچه روی فاکتور میآید و آن مهر ریزی که روی قطعه زده میشود و شرط بازخرید، در صفحهٔ پوشاک و جواهرات آمده و اینجا تکرار نمیشود. این صفحه دربارهٔ نیمهٔ دیگر این کار است: کاری که جواهرساز روی طلایی میکند که از قبل مال خودتان است.
نشان «تأییدشده» چه میگوید و چه نمیگوید
نشان «تأییدشده» فقط یک چیز را میگوید: یک شخص واقعی پشت این پروفایل است و خودش آن را اداره میکند. یاب اینفای مدرک، مجوز، سابقه یا صلاحیت هیچکس را بررسی نمیکند، و این نشان خریدنی هم نیست.
فهرست این صفحه کوتاه است
بیتعارف بگوییم: فهرست این صفحه کوتاه است و بعید است نزدیکترین گزینه در شهر خودتان باشد. شهرهایی که این فهرست به آنها میرسد پایین همین صفحه آمده است، یعنی هامبورگ و برلین و دوسلدورف؛ از همانجا شروع کنید و فرض را بر سفر بگذارید. و چون بیشتر کارهای این صفحه یعنی سپردن یک قطعه و بعد برگشتن برای تحویل گرفتنش، سفر دو بار حساب میشود. پیش از راه افتادن بپرسید کار در همان کارگاه انجام میشود یا جای دیگری فرستاده میشود، چند روز طول میکشد، و قطعه با پست بیمهشده برمیگردد یا باید دوباره خودتان بروید.
طلای قدیمی که به قطعهای تازه تبدیل میشود
بیشترین چیزی که یک خانواده از جواهرساز میخواهد این نیست که چیز تازهای بفروشد؛ این است که آنچه سالهاست ته کشو مانده به چیزی تبدیل شود که واقعاً پوشیده شود: سرویسی که دیگر کسی نمیبندد، زنجیر پاره، انگشتری که از مادربزرگ مانده و اندازهٔ هیچکس نیست. این کار هم شدنی است و هم رایج، ولی چند پرسش دارد که اگر همان جلسهٔ اول پرسیده نشود، بعداً جای پرسیدن ندارد.
اول، ذوب یا بازسازی؟ بازسازی یعنی خود قطعه بماند و تغییر کند: اندازه شود، نگینش دوباره نشانده شود، سنجاق به آویز تبدیل شود، از یک لنگه گوشواره یک گردنآویز دربیاید. ذوب یعنی قطعه دیگر وجود ندارد. اگر آنچه برایتان مهم است خود قطعه است و نه فلز داخلش، اول بپرسید راهی هست که بدون ذوب پوشیدنی شود یا نه.
دوم، طلای داخل قطعهٔ تازه از کجا میآید؟ در بسیاری از کارگاهها طلای قدیمی شما فیزیکی وارد قطعهٔ نو نمیشود: وزن و ارزشش حساب میشود، به حساب شما مینشیند، و قطعهٔ تازه از فلز آمادهٔ کارگاه ساخته میشود. این نه پنهانکاری است و نه غلط، دلیل فنی دارد. ولی اگر تصورتان این است که همان طلا در انگشتر تازه است، فقط یک پرسش مستقیم روشنش میکند، و پاسخ بسته به کارگاه فرق دارد.
سوم، چه چیزی کم میشود؟ طلای قدیمی به تمام وزنش حساب نمیشود: لحیمهای قدیمی و عیارهای مخلوط از خلوص کم میکنند، ذوب و تصفیه هزینه و افت دارد، و نگین و قفل و هر بخش غیرطلا کنار گذاشته میشود. بخواهید اعداد را جدا بنویسند، یعنی وزن قطعه همانطور که تحویل میدهید، عیاری که برایش در نظر گرفتهاند، آنچه بابت افت و تصفیه کم میشود، و اجرت کار تازه. یک عدد سرجمع، بعد از تمام شدن کار به هیچ دردی نمیخورد.
چهارم، پیش از تحویل دادن وزن کنید و عکس بگیرید، و رسیدی بگیرید که وزن، عیار، شرح قطعه و تعداد نگینها روی آن باشد. این بیاعتمادی نیست؛ وقتی قطعه رفت، همان یک برگه تنها چیزی است که از آن مانده.
پنجم، از کجا به بعد راه برگشت نیست؟ بپرسید اگر وسط کار منصرف شدید چه پس میگیرید و این پاسخ بعد از کدام مرحله عوض میشود. طراحی و مدلسازی معمولاً کار انجامشده به حساب میآید و پولش میماند، حتی اگر قطعه هرگز ساخته نشود؛ و پس از ذوب، قطعهٔ قدیمی به هیچ قیمتی برنمیگردد. نگین قدیمی را هم میشود دوباره کار گذاشت، ولی نه همیشه: تراشهای قدیمی در پایههای امروزی نمینشینند و بیرون آوردن یک نگین گاهی به شکستنش میانجامد، پس بخواهید این احتمال را پیش از شروع بگویند و بنویسند که اگر پیش آمد با چه کسی است.
تعمیر، اندازه کردن، و کارهای کوچکی که عقب میافتند
تنگ کردن انگشتر معمولاً یعنی بریدن یک تکه و دوباره لحیم کردن، و گشاد کردنش یعنی یا کمی کشیدن یا فلز اضافه کردن. ولی هر انگشتری اندازهپذیر نیست: حلقهای که دور تا دورش نگین دارد، حلقهای که داخلش حکاکی شده، طرحی که تا انتها دور میچرخد، و بعضی فلزها اصلاً اندازه نمیشوند. اگر انگشتری را به عنوان هدیه میخرید، همان موقع بپرسید این یکی بعداً اندازه میشود یا نه.
لحیم یعنی شعله، و بعضی نگینها و مروارید حرارت را تحمل نمیکنند: یا باید اول درآورده شوند یا کار با لیزر انجام شود. بگویید نگین چیست، و اگر نمیدانید بخواهید نگاهش کنند. نگین لق ارزانترین تعمیر امروز است و گرانترین وقتی که افتاده باشد؛ پایهها با سالها پوشیدن نازک میشوند و همان «کمی تکان میخورد» هشدار است نه عادت. رشتهٔ مروارید هم هر چند وقت یک بار نخکشی دوباره میخواهد، با گره میان هر دو مروارید تا اگر نخ پاره شد همهاش روی زمین نریزد، و قفل قدیمی روی زنجیر سنگین معمولاً همان جایی است که اول کم میآورد. طلای سفید هم روکش دارد و روکش ساییده میشود، پس اگر قطعه کمکم زردتر به نظر میرسد ایراد ساخت نیست و دوباره آبکاری میشود.
پیش از سپردن قطعه برآورد کتبی بخواهید و بپرسید قیمت ثابت است یا ممکن است سر کار بالا برود، و در آن صورت پیش از ادامه با شما تماس میگیرند یا نه. بپرسید اگر قطعه در کارگاه آسیب دید تکلیف چیست، و برای خود تعمیر ضمانتی هست یا نه.
آنچه به ارث رسیده: دو عدد که یکی نیستند
وقتی قطعهای به ارث میرسد، دو پرسش جداگانه با هم قاطی میشوند: این چقدر طلا است، و این به عنوان یک قطعه چقدر میارزد. ارزش فلز حسابکردنی است، یعنی وزن ضربدر خلوص به نرخ روز منهای هزینهٔ تصفیه، و کف قیمت است. ارزش قطعه چیز دیگری است: کیفیت ساخت، نگینها، سازنده، قدمت، و اینکه امروز کسی این شکل را میخواهد یا نه. گاهی خیلی بالاتر از ارزش فلز است و گاهی دقیقاً برابر آن، که برای قطعههای سادهٔ روزمره حالت رایج است. این دو بهندرت یکی درمیآیند، و قدیمیتر یا سنگینتر بودن بهخودیخود هیچکدام را بالا نمیبرد.
مغازهای که خودش خریدار قطعه است طرف معامله است، نه داور بیطرف. برای چیزی که واقعاً ارزش دارد ارزیابی مستقل و کتبی بگیرید و بابتش هزینه بدهید، و همان اول بپرسید ارزیابی برای چه هدفی نوشته میشود: ارزش جایگزینی برای بیمه، ارزش فروش، و ارزش فلز سه عدد متفاوتاند و برگهای که برای یکی نوشته شده به کار دیگری نمیآید. اگر قرار است بیمه رویش حساب کند، پیش از پرداخت هزینه از خود بیمه بپرسید ارزیابی چه کسی را میپذیرد. برای تقسیم میان ورثه هم یک برگه با عکس و وزن و عیار، سالها بعد جای بحث را میگیرد.
بیمه: نکتهای که در آلمان معمولاً دیر معلوم میشود
بیمهٔ اثاثیهٔ منزل (Hausratversicherung) معمولاً طلا و جواهر را هم پوشش میدهد، ولی نه با همان شرایط مبل و یخچال. قراردادها معمولاً برای «اشیای قیمتی» (Wertsachen) سقف جداگانه و بسیار پایینتری میگذارند، اغلب به صورت درصدی از کل مبلغ بیمه؛ و داخل همان سقف، برای هر چیزی که در گاوصندوقِ دارای مشخصات تعیینشده نگهداری نشود سقف باز هم پایینتری هست. چیزی که بیرون از خانه پوشیده یا همراه برده میشود حساب دیگری دارد و در بسیاری از قراردادها یا اصلاً بیمه نیست یا فقط با پوشش اضافه. هیچکدام از این عددها قانون نیستند: در متن قرارداد خود شما نوشته شدهاند. نتیجهٔ عملیاش این است که یک قطعهٔ خوب میتواند بیآنکه کسی چیزی بگوید شما را از سقف رد کند، و این تازه روز خسارت معلوم شود.
راهحلش پیش جواهرساز نیست، پیش بیمه است: یا سقف اشیای قیمتی بالا برده میشود، یا برای قطعههای مشخص بیمهٔ جداگانه گرفته میشود، یا آگاهانه تصمیم میگیرید همینطور بماند. آنچه جواهرساز میتواند بدهد همان چیزی است که بیمه بعداً میخواهد: فاکتور با وزن و عیار، ارزیابی کتبی، و عکس؛ و این برگهها را جایی نگه دارید که همان کشوی جواهرات نباشد. چون شرایط و سقفها را بیمهگر تعیین میکند نه این صفحه، پرسش را از خود بیمه بپرسید و پاسخ را کتبی بگیرید.
قطعههای مناسبتی
بخش بزرگی از این کار به مناسبت گره خورده است: نامزدی، عروسی، تولد یک بچه، خداحافظی، هدیهٔ نوروز. اینکه در یک خانواده چه رسم است و چه کسی چه میدهد، کار خود آن خانواده است و این صفحه در آن نظری ندارد. آنچه جنبهٔ عملی دارد این است: اندازهٔ انگشتِ کسِ دیگر رایجترین حسرت این کار است، پس پیش از خرید بپرسید همین انگشتر بعداً اندازه میشود یا نه؛ حکاکی معمولاً در تعویض را میبندد، پس اول بپرسید و بعد حکاکی کنید؛ و سفارش ساخت جنس آمادهٔ ویترین نیست، پس اگر برای تاریخ مشخصی است همان تماس اول تاریخ را بگویید و بپرسید آخرین روز سفارش کِی است.
وقت تماس چه بپرسید
- ذوب یا بازسازی: این کار کدام یکی است، و اصلاً راهی هست که قطعه بماند و باز هم پوشیدنی شود.
- حساب طلای قدیمی، عدد به عدد: وزن هنگام تحویل، عیاری که در نظر گرفتهاند، آنچه بابت افت و تصفیه کم میشود، و اجرت کار تازه.
- رسید برای هر چیزی که جا میگذارید، با وزن و عیار و شرح قطعه و تعداد نگین روی آن.
- مرز بیبازگشت: اگر منصرف شوید چه پس میگیرید، پیش و پس از آن مرحله.
- برآورد کتبی برای تعمیر، اینکه خود برآورد هزینه دارد یا نه، و اگر قطعه در کارگاه آسیب دید با کیست.
- ارزیابی برای چه هدفی نوشته میشود: جایگزینی، فروش، یا ارزش فلز؛ این سه یکی نیستند.
- مدت کار و راه برگشت: در همان کارگاه انجام میشود یا بیرون، چند روز طول میکشد، و قطعه با پست بیمهشده برمیگردد یا نه.
- یاب اینفای هیچکدام از اینها را بررسی نمیکند، پس خودتان بپرسید و در جای لازم مدرک را ببینید.
از میان همین فهرست کوتاه چطور انتخاب کنید
برای خریدن یک قطعهٔ آماده، فاصله چندان تعیینکننده نیست. برای کاری که روی طلای خودتان انجام میشود هست: باید قطعه را از دست بدهید و توضیح بدهید دقیقاً چه میخواهید. اینجاست که همزبان بودن به کار میآید، نه چون کار بهتری از آب درمیآید، بلکه چون توضیح دادن اینکه این انگشتر مال چه کسی بوده و قرار است چه شکلی شود، به زبان دوم سخت است.
در نظرها دنبال چیزهایی بگردید که قابل داوریاند: قطعه سر همان روزی که قول داده بودند برگشت یا نه، برآورد اولیه سر جایش ماند یا وسط کار بالا رفت، خطرها را پیش از شروع گفتند یا بعد از آن. در عوض انتظار نداشته باشید نظرها بگویند یک ارزیابی درست بوده یا یک عیار راست؛ آنها با تجربهٔ یک مشتری معلوم نمیشوند.
سپردن طلای خانوادگی به کسی، و اصلاً اینکه چه چیزی در خانه دارید، از آن چیزهایی نیست که آدم دوست داشته باشد دور و بریها بدانند. یاب اینفای هیچ سابقهای نگه نمیدارد از اینکه چه کسی کدام پروفایل را باز کرده یا دکمهٔ «نمایش راه تماس» را زده است، پس کسی هم نمیتواند آن را به کسی بگوید. تنها چیزی که از سمت شما دیده میشود نظری است که خودتان بنویسید، با نامی که خودتان انتخاب میکنید.
پرسشهای متداول توضیح میدهد این سایت چه میکند و با آنچه وارد میکنید چه رفتاری دارد. صاحبان کارگاه و مغازهٔ طلا و جواهر هم میتوانند خودشان کسبوکارشان را اضافه کنند.
پرسشهای پرتکرار
تعداد جواهرات ایرانی چقدر است؟
۷ مکان در یاب اینفای ثبت شده است. این تعداد آن چیزی است که ما داریم، نه تعداد واقعی که بیشتر است.
در کدام مناطق پستی؟
۷ مکان ثبتشده در یاب اینفای در ۶ منطقهٔ پستی و ۷ کد پستی مجزا پراکندهاند.


